ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

447

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و از او خواست جاى ديگر را در عوض بعلبك به او دهد . صلاح الدين چنان كرد شمس الدوله نيز به بعلبك رفت و آن را در تصرف گرفت . و اللّه ولى التوفيق . نبردهايى با فرنگان در سال 574 پادشاه فرنگان با لشكرى عظيم بر اعمال دمشق تاختن آورد و سراسر آن را زير پى سپرد و بسيارى را به قتل آورد و بسيارى را اسير كرد . صلاح الدين برادرزادهء خود فرخشاه داود را با لشكرى به دفع ايشان فرستاد و خود نيز به طلب ايشان در حركت آمد و بىآنكه آمادگى رزمى داشته باشد با آنان روبرو شد و جنگى سخت آغاز كرد . خداوند در اين نبرد مسلمانان را پيروزى داد و جماعتى از زعماى فرنگان از جمله همفرى [ 1 ] كه در شجاعت ضرب المثل بود كشته شد . سپس پرنس فرمانرواى انطاكيه و لاذقيه به شيزر حمله كرد . صلاح الدين در بانياس بود تا دژ فرنگان معروف به مخاضة الاحزان را خراب كند . برادرزاده خود تقى الدين عمر بن شاهنشاه و ناصر الدين محمد بن شيركوه را به حمص فرستاد تا شهر را از تعرض دشمن حفظ كنند و ما انشاء اللّه به آن اشاره خواهيم كرد . خراب كردن دژ فرنگان در مخاضة الاحزان فرنگان را در نزديكى بانياس دژى استوار بود ، نزديك خانهء يعقوب ( ع ) و معروف به مخاضة الاحزان [ 2 ] . صلاح الدين در سال 575 از دمشق به بانياس رفت و در آنجا اقامت گزيد و براى حمله به شهرهاى ديگر ايشان لشكرها به اطراف روانه داشت . سپس به جانب دژ راند تا آن را بيازمايد . چون بازگرديد به جمع‌آورى لشكر پرداخت و گروههايى براى دستبرد به بلاد فرنگان فرستاد . در يكى از روزها كه اين گروه براى گرد آوردن آذوقه رفته بودند ، پادشاه فرنگان با جماعتى از ياران خود راه بر ايشان بگرفت . صلاح الدين خبر شد . آنان هنوز در جنگ بودند كه او برسيد . فرنگان منهزم شدند و مسلمانان تيغ در آنها نهادند . پادشاهشان با اندكى از لشكريانش بگريخت . از سرداران ايشان صاحب رمله و نابلس اسير شدند و اينان در حد پادشاهشان بودند . همچنين برادر فرمانرواى جبيل و فرمانرواى طبريه و سردار داويه ( تامپليه‌ها ) و اسبتاريه ( اوسپى تاليه‌ها ) و ديگران اسير شدند . صاحب رمله ارتيرزان ( ؟ ) پنجاه هزار دينار صورى و هزار اسير مسلمان فدا داد و خود را از اسارت برهانيد . در اين روز عز الدين فرخشاه پسر برادر صلاح الدين شجاعتها نمود .

--> [ ( 1 ) ] متن : هنفرى . [ ( 2 ) ] متن : الاضرار .